تبليغاتX
اصالت نور


اصالت نور

 

مردی در زیر رگبار در روستای کوچکی راه می رفت که دید خانه ای در آتش میسوزد .

وقتی به آن نزدیک شد ، مردی را دید که در محاصره ی شعله ها ، در وسط اتاق نشیمن نشسته بود .

رهگذر فریاد زد : هی ، خانه ات آتش گرفته !

مرد پاسخ داد : می دانم .

- خب، پس چرا نمی آی بیرون ؟

مرد پاسخ داد : چون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر در باران بیرون بروم ، ممکن است سرما بخورم .

 

 

«انسانی خردمند است که وقتی می بیند مجبور است موقعیتی را ترک کند ، این کار را بکند .»

 

                                                                مکتوب – پائولو کوئیلو

 

 

پ . ن : وقتی جایی برات مهمه اما حضور تو برای اون مکان مهم نیست ، پس بهتره که ترکش کنی . (شاید مجبور بشم یه موقعیتی رو ترک کنم . )
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 13:5 توسط Kiana.M| |

 

 

چند وقت پیشا یه اس ام اس برام اومد :

 

« بعضی وقتا باید کم باشی تا نبودنت احساس شه ، نه اینکه

 اصلا نباشی تا نبودنت عادت شه . . . ! ! ! »

 

 

این جمله رو تو این مدت کاملا" احساسش کردم ؛ اگه

 به تعداد نظرات پست قبلی نگاه کنید متوجه منظورم میشید 

 

«سلام» نام زیبای خداست . . . تقدیم به همه ی دوستان عزیزم !!!

 

 

بعد از یه وقفه ی طولانی و حدودا" 3 ماهه ، دارم وبمو آپ میکنم ...

 

این وقفه به علت یه سری مسائلی بود که برام پیش اومد ،

 اول اینترنتم قطع شد ، بعد کارت گرافیکم خراب شد ،

در همون حین ، فوت خاله م پیش اومد ، سه روز بعد یعنی

 روز مراسم سوم خاله م ، متوجه آثار آبله مرغان (!) شدم

و بعدش . . .

 

میخواید دیگه بقیه شو نگم :دییییییی

 

حالا نبودنم توی دنیای مجازی یه سری عوارض هم برام داشت که . . .

 

ولی یکی از عوارضش ، دلتنگی برای دوستان وبلاگیم بود...

به خصوص اونایی که یاهو هم نمیان چون من با گوشی

 یه ضرب آنلاینم ... ؛ یکی دیگه از عوارضش این بود

 که از تولد وبم گذشت و من همچنان نت نداشتم

 

 

***********

 

به هر حال جا داره از دوستای عزیزم که توی این مدت ازم

سراغ گرفتن و کامنت گذاشتن و پی ام دادن  و اس دادن و

 تک زدن و وبمو به هم ریختن (مثل زهره و محدثه ) و ...

تشکر مبسوط و غیر کنستانتره ای (:دی(!)) داشته باشم ...

 

 

مرسی که فراموشم نکردید

 

مرسی از زهره ، محدثه**ای ال ، ونوس ، مرضیه ،

دوست بی نام و نشانمون ، شیما  ، سی سی کام ، لعیا

و بقیه ی عزیزانی که به یادم بودید و هستید  و خواهید بود

 

 

به زودی پست جدیدی خواهم گذاشت ...

 

 

**********  

 

 

    بـیــــــــــــــا از سَــــــــر ِِ خـــــــــط ، باورم کـــــــن

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 16:59 توسط Kiana.M| |

سلام

دوستان من اینترنتم مدتیه که قطع هستش و الانم از کافی نت دارم پست میزنم ...

 

ببخشید که نمیتونم بهتون سر بزنم و همینطور کامنت ها رو جواب بدم

 

ممنون از کسایی که به یادم هستن...

 

پست قبلی رو هر کاری کردم نشد که تائیدیشو بردارم ...

 

 

تا زمانی که نتم درست بشه و کامل برگردم مواظب خودتون باشید...

 

یا علی

نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 13:57 توسط Kiana.M| |

زبان می گشایمت بر لوح سپیدی ، بی ابتدا و بی انتها

 

به جستجوی خطوطی میروم خالی از تیرگی

 

که به جریان اندازم نهفته هایم را

 

که زبان قلم از زبان پر کنایه ات روان گردد

 

آنگاه بر لوح سپیدت ، نقش ها می نگارم

 

و از آسمان صاف دیدگانت

 

رقص اختران را تعبیر می کنم

 

آن مرد فالگیر ، تعبیر فال ستارگان را به من آموخت و هم اینک میاموزد

 

روی نگردان و اختر دیدگانت را به کولی زده ی دیدگانم بسپار

 

 

جاده ها

 

قادر به جداییه الواح نخواهند بود

 

که من از دور به تماشای اختران خواهم نشست

 

 

                                                                    شهریور ۹۰

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 18:31 توسط Kiana.M| |

 

پشت سر قرنی که طی شد


پیش رو صد برگ تازه


انتخاب آدمی چیست؟


زندگی یا مرگ تازه

 

 ×××

 


قرن طوفان تباهی


قرن باران سیاهی


گریه های از ته دل


خنده های اشتباهی


 

 ×××

 


قرن غم های حقیقی


دلخوشی های مجازی


لحظه لحظه در ترقی


صنعت تابوت سازی


 

 ×××

 


قرن تخریب تفاهم


انفجار آشنایی


قرن مریم های موجی


لاله های شیمیایی


 

 ×××

 


قرن تبعید محبت


موسم پژمردن دل


قرن تکثیر تقلب


قرن خنجر خوردن دل


 

 ×××

 


پاک بازی رو به کاهش


نا نجیبی در فزونی


سینه سینه در سرایت


دشمنی های عفونی


 

 ×××

 


قحطی سبزینه و گل


قتل عام رود و جنگل


گفتمان حلق قمری


با گلوگاه مسلسل


 

 ×××

 


اتفاق خنده بر لب


غربت گل در صحاری


پیش کش ها:مرگ مرهم


ارمغان ها: زخم کاری!


 

 ×××

 


قرن تنهایی و تلخی


قرن فقر و نامرادی


گورهای دسته جمعی


خانه های انفرادی


 

 ×××

 


روزگار سست عهدی


قرن سخت افزار و سی دی


زایش ویروس وحشت


انتشار نا امیدی


 

 ×××

 


قرن غرب و حرب و آتش


فصل طاعون های شرقی


استخوانهای شکسته


نردبانهای ترقی


 

 ×××

 


روی لب های مدارا


نقش لبخندی معطل


مهربانی ها خلاصه


کینه ورزی ها مفصل


 

 ×××

 


عرصه ی دل های خالی


دست های ظاهرا پر!


بی توقف در تکاپو


خط تولید تنفر


 

 ×××

 


قرن فرصت های فاسد


لحظه های نامناسب


قرن استعفای عاشق


قرن استیلای کاسب


 

 ×××

 


رفته تا اوج ثریا


شاخص سردرگمی ها


در نخاع مهربانی


ترکش نامردمی ها


 

 ×××

 


قرن ترویج حرامی


عرصه ی ایمان انبوه


بی وفایی های واجب


مهربانی های مکروه


 

 ×××

 


رشد روز افزون خنجر


کاهش میزان مردی


نسل مجنونان عاشق


خسته از لیلا نوردی


 

 ×××

 


قرن زردی، قرن حذفِ


ارغوانی ها،گلی ها


قرن شلیک کلاغان


در گلوی کاکلی ها


 

 ×××

 


موسم نو آوری ها


برگریزان بهاری


زندگی های مکرر


مرگهای ابتکاری


 

 ×××

 


قرن از اصلی رمیدن


قرن غلتیدن به فرعی


قرن دین را سر بریدن


با اصول ذبح شرعی


 

 ×××

 


عشق در خط مقدم


پاتک بی وقفه ی نان


وای بر رزم آور دل


بشکند گر خط ایمان



 

 ×××

 

 

                                                               ××× .:: سیّد حسن حسینی ::.×××

 

 

همینجوری نوشت:

امام رضا (ع):

 "اگر خداوند مردم را با بهشت و جهنم بیم نداده بود ، آنان تنها به خاطر احسان و لطف بی دریغ الهی و امکانات و مواهبی که شایسته ی آن نبودند و در اختیارشان قرار گرفته است ، لازم بود فرامین خداوند تعالی را اطاعت کنند و از دستورات او سر پیچی نکنند. "

نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 1:4 توسط Kiana.M| |

Design By : Night Melody